الشيخ حسين المظاهري

5

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

از همين روست كه در قرآن شريف و فرموده‌هاى پيامبر و اهل بيت ( ع ) كسانى كه برخى از اسلام را گرفته برخى را واگذاشته‌اند ، نامسلمان تلقى شده‌اند : « اراءيت الذي يكذب بالدين فذلك الذي يدع‌اليتيم و لايحض علي طعام‌المسكين فويل‌للمصلين الذين هم عن صلوتهم ساهون و هم يرائون و يمنعون‌الماعون » « 1 » ( آيا آن كس كه دين را تكذيب مىكند ديدى ! او همانست كه يتيم را مىداند ، و گرسنه‌ى مستمند را سير نمىسازد ، واى بر آنان كه نسبت به نماز خويش سهل انگارند ، آنان كه ريا مىروزند و رفع نيازهاى ضرورى جامعه را مانع مىشوند ) مىبينيم كه قرآن همه‌ى اينها را « بىدين » مىشمارد ، چه كسى كه نسبت به نماز سهل‌انگارى كند و چه كسى كه به يتيم و گرسنه‌ى مستمند رسيدگى نكند ، و همانند اين تعبيرات در قرآن و روايات بسيار ديده مىشود . بنابراين در جوامعى كه فقط در اسم مسلمانند و در همه‌چيز مقلد غربيان ، و سالهاى سال به پول دوستى و سودجويى و عياشى و بىقيدى عادت كرده‌اند و به گفته‌ى پيامبر عزيز ( ص ) « نه مسلمانند نه كافر » تعجبى ندارد اگر پياده كردن قوانين اسلام و نظام اقتصادى آن ممكن نباشد . نظام اقتصادى اسلام در جامعه‌اى قابل اجراست كه حكومت اسلامى در آن حكمفرما باشد و افراد آن خود را شناخته باشند و بدانند انسان وجودى است تا بىنهايت تكامل‌پذير ، تا بارگاه قرب خدا ، تا سرحد « لقاءالله » . . . قرآن مىفرمايد : « فمن كان يرجولقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعباده ربه احدا » « 2 » ( هركس خواستار قرب و لقاء خداست

--> ( 1 ) - سوره‌ى ماعون ( 2 ) - سوره‌كهف - آيه‌ى 110